تبليغاتX
ساعت صفر
 
Image hosting by TinyPic
 

امیر خانی نتوانست در حوزه بماند

 

بعد از تحقیق و تفحص زیاد از رضا خبر گرفتم.
البته برای من لوح بدون رضا ُ یعنی یک سایت فقط ادبی... دیگر به ان نه تعصب دارم و نه علاقه... لوح بدون رضا لطفی نداره. این طور که شنیدم رضا پس از اختلاف نظر با مدیران حوزه از دفتر ادبیات رفته... بسیار حیف است رفتن او که به عنوان یک نویسنده متعهد و موفق نتوانست در فضای تنگ نظرانه حوزه کاره کند.بهتر حوزه هنری به جای تولید ادبیات و فرهنگ  به تولید چای بپردازه.
رضا یکی از بهترین نویسنده هایی است که من کتاب هایش را خوانده ام ، مخصوصا من او که بی نظیر است. با من او چله گذاری کرده ام... ازبه ... ارمیا... نشت نشا... سفر به سیستان ...

016482.jpg

با رضا پشت انبار روزنامه کیهان روزهای یک شنبه و سه شنبه به همراه استاد امیر حسین فردی ، محمد رضا رهگذر ، ابراهیم زاهدی مطلق ، همین آقای صفار هرندی که الان وزیر ارشاد هستن و اون موقع(یک سال پیش ) روزنامه نگار و عضو شورای سردبیری کیهان  و احمد غلامی و... یک عده نویسنده کودک و نوجوان و روزنامه نگار و البته محمد رضا بایرامی فوتبال می زدیم. استاد فردی به تیم من و رضا و بایرامی می گفت تیم مجردها...
اگر به سایت لوح سر می زدیم فقط به خاطر خواندن سر لوحه های رضا امیر خانی بود که الان ۶ ماهی است که او را ندیده ام.
در آخرین مصاحبه ای که با رضا شده بود ، گفت و گو کننده می خواست که رضا را به خاطر تاخیر در نگارش رمان " بی و تن " بازجویی کنه. شاید الان او بی و تن را داره می نویسه ؛ سوغات سفر ۱۱ ماه اش به آمریکا.
راستی الان فقط آقای محمد رضا بایرامی عضو تیم مجردهاست.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 14:52  توسط مصطفی شوقی  | 

 

اپوزیسیون پروین

019344.jpg 

هفته نامه همشهری جوان از مخلفات موسسه مطبوعاتی همشهری علی پروین را بررسی کرده اند و همچون یک گیاه نادر آن را گونه شناسی نموده اند!
نادر داوودی که با دیدن سایت شخصی اش بیشتر عکاس است اما از بخت خوب جامعه عکاسان یک نویسنده زبردست و البته مدیر مسئول خوبی هم بودند برای بهترین و پر تماشاگران ترین (؟!) هفته نامه ایران ، در خصوص پروین سخن گفته و حاج مسعود ده نمکی  که خودش در میان بچه حزبی ها شیوخیت داره و...
به هر حال اپوزیسیون علی پروین در آخرین روز های عمر همشهری جوان در مورد پروین به اجماع رسیدند که باید سرنگون شود.
سلطون هم در مورد خودش با همان لحن و ادبیات سخن گفته اند : " من لقبم سلطانه اون زمان ها كه كاپيتان تيم ملي بودم، يك بار با يك تاج و شنل طلايي عكس گرفتم. همين شد كه به ما گفتند سلطان . "

در ادامه ویژه نامه سرنگونی علی پروین عکس های جالبی منتشر شده است که ديدار قهرمانان ورزشي با امام خميني (ره) در اولين هفته هاي پس از پيروزي انقلاب است . پروین در مركزسمت چپ تصوير مشخص است.


 

2 نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 13:37  توسط مصطفی شوقی  | 

 

به صدا نمی آیند... ناقوسها

 

بوی سیگار، برف

بوی چمن سبزآب خورده

با خاطره ای آسوده

در میان بلوک های سیمانی .

***

روی تیرک چوبی سیم تلگراف

چغدی بود ، یا نمی دانم... پرستو

یک نگاهی می کرد که انگار دارد پیام مرگ

***

صدای نفس نفس زدن در حال گناه

در صبح روز یک شنبه

و ناقوسهایی که به صدا نمی آیند

 

2 نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 15:49  توسط مصطفی شوقی  | 

 

بدون شرح

چهار شنبه و پنج شنبه نبودم. تقریبا دو روز بی رسانه را تحمل کردم... امروز که آمدم خبرگزاری و سایت های خبری را نگاه می کردم ، تازه متوجه اتفاقی که روز سه شنبه موقع بازی پرسپولیس- ملوان  افتاد ، شدم . ضرب و شتم عکاس روزنامه پیروزی و سایت تبیان که متاسفانه او آسیب های جدی هم دیده. ماموران ورزشگاه آزادی بسیار بی ادبانه با خبرنگاران رفتار می کنند.
 خودم البته یک بار مورد نوازش این مامواران ساعی ، زحمت کش و بسیار باادب قرار گرفته ام...
برای حشمت بهادری آرزوی سلامتی دارم...

 

و این هم یک عکس دیگه... از علی کاوه- ایپنا

2 نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 13:18  توسط مصطفی شوقی  | 

 

زندگی ام را گذاشتم تا خودم را بچسبانم به امام

 

انتشار بخش‌هایی ‌از دست نوشته‌های ‌کاوه گلستان در مراسم دومین مسابقه عکس کاوه گلستان، بازتاب‌های ‌فراوانی در میان محافل روشنفکری داشت. 
 گلستان درباره بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران گفته است: :« امام با من دوست بود. اولین عکس رسمی امام را من گرفتم. امام به من وقت دادند. من رفتم جماران نیم ساعت وقتشان را به من دادند که من ازشان عکس بگیرم. آن عکسی که امام می‏خندد مال من است. یکسری از عکس‌های ‌مهم امام مال من است و من خیلی شخص امام را اصلا چاکرشم و واقعا هیچ حرفی در آن نیست. افتخار من این است که به عنوان عکاس امام در دنیا معروف شدم. امام آن چنان روی من تاثیر گذاشت که برای من یک قطب شد. چه عاملی باعث شد که من کاملا لائیک و جوان بزرگ شده در شرایط هیپی بازی و ژیگول بازی آن زمان، زندگی ام را بگذارم که بروم خودم را بچسبانم به امام خمینی، و این نبود مگر به خاطر جذبه و کشش آن حقیقتی که در این فیگور نهفته می‏دیدم.»
کاوه گلستان آدم صادقی بود، به همین دلیل است که دلنوشته اش باور کردنی می شود... آن هم از طرف آدمی که به قول خودش من کاملا لائیک و جوان بزرگ شده در شرایط هیپی بازی و ژیگول بازی آن زمان، زندگی ام را بگذارم که بروم خودم را بچسبانم به امام خمینی.

این هم پوستر نمایشگاه عکس گلستانو محمد فرنود. 

3-gozaresh.jpg

 

راستی گلستان  در ۱۳ فروردين 1382  در شمال عراق بر اثر انفجار مين کشته شد.

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 11:26  توسط مصطفی شوقی  | 

 

من به یك لیلی محتاجم

 

یکم- این مهدی دیر زمانی ( خیلی ادبی شد) است که عاشق شده. من که به نظر خودم حدود ۱۰ سالی است که باهاش رفیقم نمی دانم کیست این هانیه . اصن وجود دارد یا نه ؛  یا مثل این ۱۰ سال منو گذاشته سر کار. نمی دانم ... یاد داستان " من به یك لیلی محتاجم" سید مهدی شجاعی افتاده ام از مجموعه غیر قابل چاپ.  
امیدوارم مهدی مث شخصیت داستان به کوه و بیابون نزنه و جلوی هر کی را نگیره و نگه لیلی منو دیدی.

دوم-  میزگرد دیروز ایپنا بازتاب بسیار زیادی در میان رسانه ها ورزشی و محافل فوتبال  داشت. از چندین واسطه رسید که خیلی ها منتظر میزگرد دوم ( ما منتظر دومیش هستیم... هیچ جا نمی ریم همین جا هستیم... ۳ مرتبه با آهنگ ۸ دست) هستند . خیلی ها هم موضع منفی گرفته اند و خیلی هم استقبال کرده اند.

سوم- چندي پيش فدارسیون فوتبال در تذكراتي به ملي‌پوشان توصيه كرد كه در نوع آرايش موهاي خود و شكل ظاهري پوششان توجه جدي داشته باشند؛ اين قضيه با واكنش‌هاي متفاوتي از سوي بازيكنان و برخي مربيان همراه بود. هفته‌ي گذشته فدراسيون بسكتبال نيز طي صدور اطلاعيه‌اي از كليه‌ي بسكتباليست‌ها خواست تا نسبت به عمل غيرفرهنگي خال‌كوبي مبادرت نورزند.
افشین رضا پور دوست و همکار خوبم و دبیر گروه والیبال و بسکتبال ایپنا و مجری برنامه های رادیو جوان و مربی تیم ملی نوجوانان بسکتبال  و... ( معمولا افشین ساعت ۴ صب از خانه بیرون می زند و ۱۲ بامداد بر می گردد)
 در گزارش در روزنامه شرق به موضوع خالکوبی و مایه کوبی ورزشکاران بسکتبال اشاره کرده اند.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 13:26  توسط مصطفی شوقی  | 

 

میزگرد ایپنا

 

امروز درایپنا میزگرد تخصصی نقد و عملکرد کادر فنی تیم ملی به عنوان عضو شورای سردبیری روزنامه پاس جوان که با شرکت سردبیرهای چند روزنامه ورزشی و برنامه های تلویزیونی ۹۰ - ورزش ۲ و ورزش و مردم برگزار شد ،  شرکت کردم. بحث های بسیار خوبی شد و قرار شد که رسانه ها ی ورزشی در این مورد به طور جدی با یکدیگر بحث کنند تا به یک اجماع کلی دست پیدا کنند. 


نقطه نظرات طیف های مختلف در میان رسانه های ورزشی و ضرورت عدم یکجانبه نگری به موضوع برکناری برانکو و ایجاد فضای نقد منطقی هدف اصلی این نشست بود. 

گزارش کامل نشست تخصصی نقد عملکرد تیم ملی  را در اینجا بخونید.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 13:47  توسط مصطفی شوقی  | 

 

من فردا می رم...

 

من امروز و فردا نیستم، می رم ...

حوصله هم ندارم ، حضور متوالی ام برای اخد دفترچه بیمه وارد دهمین روز شد... چشم همگان روشن.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 13:35  توسط مصطفی شوقی  | 

 

غیر قابل چاپ

یکم- مارتن نوشتن گزارش و تماس با مسئولان ذی ربط از ساعت 16 و خورده ای شروع شد ، به همه زنگ زدم ؛ فدارسیون فوتبال ، سازمان ورزش ، سفارت کره ، دفتر هماهنگی ال جی در تهران و... حاصلش شد گزارش یک روزنامه امروز، با عنوان " ابلاغیه سازمان ورزش به فدارسیون فوتبال " ؛ " تعلیق ال جی " که اشاره مستقیمی هم داره به بحث تعلیق فعالیت هسته ای ...
این هم صفحه یک امروز روزنامه :

 

 

دوم-  منیرو روانی پور در وبلاگش مطلب جالبی نوشته : روزی روزگاری شيخ زائد به مردم ميگويد بياييد دعاكنيد تا باران بيايد . مردم جمع می شوند و دعا ميكنند . فردای ان روز در هند باران می ايد . شيخ ميگويد حالا هندی ها توی خانه هايشان بنشينند و بقيه بيايند و دعا كنند تا در دوبی باران بيايد . همه دست به دعا می برند و فردای ان روز در ايران باران می بارد . شيخ ميگويد حالاهمه ايرانی ها در خانه بنشينند و باقی بيايند و دعا كنند . آن روز شيخ می بيند هيچ كس دور برش نيست خودش دست به دعا می برد و در يمن باران می بارد ..."

راستی منیرو همسر بابک تختی است و اسم پسرش هم غلامرضا؛ تختی

 

سوم- دی شب فیلم شمال از شمال غربی هیچکاک از شبکه 5 برای چندین بار پخش شد. می دونید من از دیدن فیلم های او هیچ گاه سیر نمی شم... یک چیز بدید بخوریم.

 

 چهارم- دیروز مجبور شدم چند تا نظراتی که مربوط به مطلب رضا امیر خانی بود را حذف کنم. بعضی ها فکر کرده بودن که رضا الان توی زندان لم داده و داره رمان می نویسه...

رضا اما الان سالم است... داره کارشو می کنه و اصن ...(آقا من فقط گفتم رضا امیر خانی چرا دیگه تو سایت لوح نمی نویسه...همین . جار و جنجال نداشت که)

 

 پنجم- خواندن کتاب غیر قابل چاپ  سید مهدی شجاعی  را از دست ندهید.همین

 

  

ششم - امروز ساعت 7 صبح مثل یک هفته گذشته از خواب بلند شدم و رفتم بیمه . از تمام مشکلات و رفتار زشت و بی ادبانه کارمندان بیمه بگذریم ، امروز یک چیز مرا بسیار آزار داد؛ جوانی 24 ساله که پس از معطلی در صف وقتی جلوی گیشه صندوق قرار گرفت که پول بده وقتی شنید که باید پولی که به صندوق بده از محتویات جیبش بیشتره ، سرش را انداخت پایین و رفت...
من کجام... خدا

 

2 نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 13:23  توسط مصطفی شوقی  | 

 

از من... به رضا امیرخانی

 

یکم- پسر آقای قصه گوی ظهر جمعه در سایت شخصی اش علاوه بر مطالبی که عموما اختصاص به ادبیات و فرهنگ دارند ، گریزی زده اند به یک سیاست مدار و اینکه او در فدراسیون اسب سواری چه کرده ...آقای رییس که از بخت خوب اهالی اسب دوانی خواهر زاده رییس جمهور سابق است بسیار می خندد، با خبرنگاران خوب رفتار می کند و اهل فرهنگ است در زمان برگزاری مسابقات ، موسیقی زنده پخش می کند ، از همه بدتر جایگاه و یژه اش مختلط است و...
راستی همه این ها مگر ایراد دارد؟

دوم- من نگران رضا امیرخانی هستم... حدود ۳ هفته است که نه در سایت لوح می نویسد و نه ... اصن اسم و عکسش را هم برداشته اند. به مهدی قزلی ایمیل زدم و گفتم اگر خبر داری به من هم بگو ، اما مهدی هنوز خبری نداده... رضا یکی از بهترین نویسنده هایی است که من کتاب هایش را خوانده ام ، مخصوصا من او که بی نظیر است. با من او چله گذاری کرده ام... ازبه ... ارمیا... نشت نشا... سفر به سیستان ...


016482.jpg

با رضا پشت انبار روزنامه کیهان روزهای یک شنبه و سه شنبه به همراه استاد امیر حسین فردی ، محمد رضا رهگذر ، ابراهیم زاهدی مطلق ، همین آقای صفار هرندی که الان وزیر ارشاد هستن و اون موقع(یک سال پیش ) روزنامه نگار و عضو شورای سردبیری کیهان  و احمد غلامی و... یک عده نویسنده کودک و نوجوان و روزنامه نگار و البته محمد رضا بایرامی فوتبال می زدیم. استاد فردی به تیم من و رضا و بایرامی می گفت تیم مجردها...
اگر به سایت لوح سر می زدیم فقط به خاطر خواندن سر لوحه های رضا امیر خانی بود که الان ۶ ماهی است که او را ندیده ام.
در آخرین مصاحبه ای که با رضا شده بود ، گفت و گو کننده می خواست که رضا را به خاطر تاخیر در نگارش رمان " بی و تن " بازجویی کنه. شاید الان او بی و تن را داره می نویسه ؛ سوغات سفر ۱۱ ماه اش به آمریکا.
راستی الان فقط آقای محمد رضا بایرامی عضو تیم مجردهاست.

سوم- خانم شکیبی از همکاران گروه فوتبال جهان ایپنا در گزارشی با عنوان تقابل دو مرد خودخواه ، حوصله جزيره سر آمده ؛ به نزاع طولانی مورینیو و ونگر در فوتبال جزیره پرداخته که خواندن ان البته با سبک خوب گزارش نویسی ایشون جذاب است.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 13:18  توسط مصطفی شوقی  | 

 

بفرمایید! مرده شور خونه

 

یکم- همیشه از اینکه روزی یک نشریه با رویکرد خانه و خانواده را در دست بگیرم ، شرم داشتم و هنوز هم ... اما اینکه خانواده سبز برود بهشت زهرا و ۲ صفحه  و گزارش و عکس بگیرد از مراحل شستشو و بسته بندی متوفیان محترم عجیب بود برایم، ببنید.
این هم یک عکس از میز بسته بندی ...

دوم- برای من که ۲ روز از سر اجبار در بانکوک به سر بردم، دانستن از این کشور مثل خوردن شیر برنج است. دلم نیامد گزارش تصوصری یک وبلاگ فیمینیستی را از بانکوک سیتی لینک ندم.
اما درباره آن چه در تایلند دیدم، ساعت ۸ صبح از دوحه به سمت بانکوک حرکت کردیم اگر حرکات جوی و صور فلکی را به حساب بیاورید ساعت ۶ بعد از ظهر رسیدیم. یعنی چیزی حدود ۱۰ ساعت پرواز با هواپیمایی قطر. وقتی از آن بالا بانکوک را می دیدم پر بود دنیایی پر از چراغ های نئون و در همریختگی ساختمان ها و شاید باورتان نشود صداها را می شنیدم!... کشور موسیقی و... آمدم پایین بوی تندی به مشام خورد که تا حالا حتی در مناطق شرجی نیز ندیده بودم. فرودگاه هم که شهری دیگر بود با خدمات بسیار زیادی که اگر پول داشتی از ان بهرمند می شدی... ( چرا من جو گیر شدم. بعدن براتون تعریف می کنم . این گزارش تصویری را ببنید.)

سوم-  تیم فوتبال الاتحاد عربستان شب گذشته موفق شد با نتیجه 4 بر 2برتیم العین امارات غلبه کرده و بعنوان قهرمانی لیگ قهرمانان آسیا دست پیدا کند.



شب حذف تیم پاس از جام قرمانان خیلی سخت بود برایم...  ای دنیا...

 چهارم- رنج نامه  سردبیر ( سابق) سایت خانه هنرمندان را بخوانید و بگووید که ما روزنامه نگارن بسیار امنیت شغلی داریم و ما خیلی پول در می آوریم و ما خیلی خوش می گذارانیم. این اتفاق برای همه ما می افتد...

2 نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 12:36  توسط مصطفی شوقی  | 

 

پرسپولیس باخت!

پرسپولیس باخت... همین. در یک روز که پرسپولیس بی برنامه تر از همیشه بود در داربی 59 شکست خورد. ایسنا در خبری که در 10 دقیقه پایانی بازی بر روی خروجی خود فرستاد خبر از تغییرات عمده در پرسپولیس داد. خدا کنه...

 

 

 

 

 

 

2 نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 16:0  توسط مصطفی شوقی  | 

 

خدا قبول کنه

 

یکم- بالاخره امروز عید شد... از طرف تمام اهالی ایپنا تبریک می گویم. در ضمن جناب جورج بوش هم به تمام مسلمانان اسلام امریکایی این عید سعید را تبریک گفته و اظهار امیدواری کرده اند که اسلام جنگ طلب هر چه سریعتر صلح طلب بشه... ( الهی آمین)

 دوم- از طرف کمیته انتخاب بی برنامه ترین سازمان کشور ، سازمان ورزش گل میخی زرین را به پاس تعویق دیدار پرسپولیس و استقلال به یک دلیل کاملا ساده از ان خود کرد. برای اطلاعات بیشتر برید اینجا...

سوم-  اصن مهم نیست که روز ۵ شنبه هیچ روزنامه ورزشی - سیاسی و اقتصادی بر روی کیوسک روزنامه فروشی ها قرار نگرفت. می دانید اینکه در این روز هیچ اتفاقی نیفتاد نشان دهنده اوج کارآمدی و جریانسازی مطبوعات ایران است... هورا بکشید! لطفا.

چهارم- روزنامه دی ولت گزارش داد آلمانی ها درصددند با تغییر تابعیت حسین رضازاده ، وزنه بردار سنگین وزن جهان ، او را به عضویت تیم ملی آلمان درآورند اما سخنگوی فدراسیون وزنه برداری آلمان این موضوع را تکذیب کرد.
 فرانک مانتک سخنگوی فدراسیون وزنه برداری آلمان پیشنهاد فدراسیون کشور متبوعش به حسین رضازاده برای حضور در رقابت های المپیک 2008 پکن را رد کرد.

مانتک گفت: ما هیچ پیشنهادی به رضازاده برای حضور در تیم ملی آلمان ارائه نداده ایم.این در حالی است که روزنامه دی ولت به نقل از کلاوس اومباخ رییس فدراسیون وزنه برداری آلمان گزارش داده بود که آلمانی ها قصد دارند به کمک جمعی از تجار ایرانی ، رضازاده را به عضویت تیم ملی آلمان درآورند.
بقیه ماجرا را اینجا و اینجا و اینجا اینجا بخونید.

پنجم- خدا قبول کنه...

 

2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 10:37  توسط مصطفی شوقی  | 

 

موی بینی


یکم - در مورد موی بینی (همون دماغ) مطالبی زیادی به خدمت شما عرض شده است. از نظر عملی موی دماغ به چند صورت است که در اینجا می توانید آن را مشاهده و حتی کندنش را نیز امتحان کنید.  

شاهرخ بیانی

 

 

 

 

 

 

 

 دوم- عکسی که مشاهده می کنید مربوط به شاهرخ بیانی فوتبالیست سابق استقلال است . این عکس را هنرمند ارجمند جناب آقای پیام پارسایی ( هورا...) عکاس خبرگزاری ایپنا انداخته. مصاحبه اش هم مال مهدی. راستی این مصاحبه را فردا توی صفحه یازده پاس جوان بخونید.

سوم - من الان میام...

چهارم- مصاحبه ایرانیوز با محمد دادکان رییس فدارسیون فوتبال را اینجا بخوانید.( من نظری ندارم ... زیاد اصرار نکنید.)

2 نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 12:58  توسط مصطفی شوقی  | 

 

بدون شرح

یکم – دی شب دوباره ۱۵ دقیقه بامداد رفتم خانه. ( بدون شرح)

 

 دوم- تصمیم بر این گرفته شده ، از امروز ، اخباری که در صفحات 3 و 10 درج می شود به فرم نرم خبر نوشته شوند. امیدوارم کیفیت روزنامه از این هم بهتر شود.

 

سوم- امروز بدون شرح  زیاد داریم.

 

 چهارم- مدیر عامل پولدار استقلال اهواز برای چندین بار متموالی سرمربی تیمش را برکنار کرد و یکی دیگه  رو گذاشت سر کار.

 

پنجم   چنانچه مايل به همكاري در بخش معرفی ويليام کارلوس ويليامز  در سایت کلاغ ( ادبیات و فلسفه ) هستيد به آدرس wcw@kalagh.com نامه بفرستيد.

 

 ششم – فرزاد حسنی را که می شناسید ؛ همون مجری لوس و بی مزه کوله پشتی و برنامه جزر و مد . ایشون به دلیل تکه پرانی بیش از اندازه به میهمانان از برنامه اخراج شدند. خودش مصاحبه کرده و گفته اصن این طور نیست من به این دلیل رفتم.

 

هفتم- بابک سرانی آذر یکی از بهترین نویسندگان اسپانیایی زبان و از خبرنگاران گروه فوتبال جهان خبرگزاری ایپنا است ، سایت هواداران رئال مادرید  را راه اندازی کرده . امیدورام موفق باشی بابک جان.

 

 

 

 هشتم- نه حوصله دارم و نه حال درست و حسابی ؛ مریضم . یکی من و نجات بده.

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 14:18  توسط مصطفی شوقی  | 

 

ساعت صفر نزدیک است

 
یکم- بسیاری از دوستان در تماس های نتی ، تلفنی ، دیداری و شنیداری خود در خصوص نام وبلاگ پرسیده اند.
" ساعت صفر" ان شالله فرا می رسد و زمان می ایستد، پایان دوران و ... ساعت صفر البت نزدیک است به علائم ( از گذاشتن لینک سایت فرقه شیطان پرست های مقیم تهرون معذورم .) آن نگاه کنید.

اما " زبان آرگو " زیاد در مورد آن حرف نمی زنم. لطفا به یک کله پزی تشریف ببرید و بعد از خوردن مغز ، پاچه ، بنا گوش و مخلفات و غیره و سر کشیدن چند شیشه آب لیمو برید اینجا و اینجا تا زبانی هم بزنید تو رگ؛ زبان آرگو رو میگم داش!

دوم- خدا لعنت کند سازنده این اهرام گلدکویستی را . به رابطه این معامله خانمانسوز با پینوکیو دقت کنید.

سوم- مارادونا گفته جرج بوش قاتل است . اسطوره فوتبال آرژانتين كه در حال حاضر سرگرم ديدار از هاوانا است از جرج بوش رييس‌جمهوري آمريكا به خاطر جنايتهايي كه در حق انسانيت مرتكب شده، به قاتل ياد كرد.



نمی دونی چقد عشق می کنم با این ماردونا؛ وقتی که لباس آستین حلقه ای می پوشه و خالکوبی شهید چه گورا روی بازوشه. بزن زنگو ...

چهارم- اینکه ایپنا داره چند زبانه میشود با استقبال زیادی مواجه شده است . به همین مناسبت سران کشورهای عضور آس آن طی بیانیه خواستار شدند که زبون آنها هم به پروژه چند زبانه ای شدن ایپنا اضافه بشه. رییس جمهور چین هم طی سخنرانی در میدان تیان آمین خواستار ایجاد نسخه چینی سایت خبرگزاری ایپنا  شده...

پنجم - تب داربی پایتخت بسیار داغه ( دستت نسوزه!) مهدی با همه شرط بسته که پرسپولیس می زنه و سوراخ می کنه.ما هم که اصن پرسپولیسی نیستیم، داریم یک جفت شاخ در می آوریم از این همه تعجب و هیجان.آقا به من آب قند بدید.

2 نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1384ساعت 14:56  توسط مصطفی شوقی  | 

 

ایپنای چند زبانه

 

یکم - مهدی قزلی عزیز یکی از دوستان نویسنده ماست و سردبیر و مدیر سایت اینترنتی شمسه بعد از دو ماهی دوباره طلوع کرد.( ایشان مثل بنده ... بعله!)

دوم- الان یک آرامشی عجیبی سایه انداخته روی ایپنا، یعنی اینکه داریم مث بچه آدم کارمان را می کنیم. حسن - ش هم حالش خوب است و ساکت و آرام به زبان های سایت اضافه می کند. نسخه عربی - انگلیسی و امروز هم اسپانیایی. در آینده نزدیک قرار است نسخه ایتالیایی سایت و بعد فرانسه هم اضافه شود. ایپنا ی چند زبانه را در روزهای آینده حتمن مشاهده کنید.

سوم- گزارش فیفا از فوتبال بانوان ایران ، بسیار خواندنی است. گزارشگر سایت فیفا به بازیهای بانوان  کشورهای اسلامی در تهران اشاره می کند و حضور تیم ملی فوتسال ایران در این رقابت ها. لحن گزارش همانند تمام گزارشهایی است که از پیروزی انقلاب اسلامی توسط رسانه های خارجی درخصوص زنان ایرانی نوشته شده .

 


ترجمه یک قسمت از این گزارش  را بخونید: « ليلا، ندا، سهيلا و مهناز از نقاط ايران تهران، كرمانشاه و بندرعباس جمع شده‌اند. زندگي آنها كاملا با يكديگر متفاوت است. ليلا در آژانسي مسافرتي در تهران كار مي‌كند. ندا دانشجوي دانشگاه است در حالي كه مهناز يك معلم ورزش است. علاقه‌ي آنها به فوتبال با حمايت پدرها و برادرانشان رشد كرده. پيش از پيوستن آنها به تيم ملي دختران جوان در حيات منازلشان به فوتبال بازي كردن مي‌پرداختند.»

و اینکه : « زماني كه آنها تمرين مي‌كنند يا مسابقه مي‌دهند لباس ورزشي‌شان پيراهن و شورت ورزشي است و به ندرت آنها از لباس‌هاي سنتي استفاده مي‌كنند و تنها زنان اجازه‌ي حضور در سالن‌هاي ورزشي را دارند. سرمربي تيم ملي عراق مرد است و او نمي‌تواند در طول بازي‌ها تيم خود را در سالن مسابقه هدايت كند. مردان مربي اجازه‌ي حضور در سالن‌هاي ورزشي را ندارند و مجبورند در بيرون از ورزشگاه تيم خود را آماده‌ي مسابقه كنند. »

چهارم - نمی خواستم درباره فلسطین بنویسم. به دلیل اینکه آنچه حمایت ما از مردم مظلوم فلسطین نامیده می شود ، به هزار دلیل توسط رهبران آنها مورد قبول نیست. در آستانه روز قدس به این مطلب نگاهی بیندازید.
فارسی زبانان عزیر ترجمه متن انگلیسی :
(( صائب عریقات )) مذاکره کننده ارشد فلسطینی ها اظهارات احمدی نژاد را محکوم کرد: ” ما موجودیت اسراییل را به رسمیت شناخته ایم و روند مذاکرات صلح را با اسراییل دنبال می کنیم . این سخنان برای ما غیر قابل قبول است “.

و ما می مانیم و مردمی که هر روز دارند می میرنند.

عکس: کودک فلسطینی و ردی از خون پدر

 
 
2 نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1384ساعت 14:43  توسط مصطفی شوقی  | 

 

بفرمایید گزارش

 

یکم- از جمعه شب نمونه ای از عوام پسندی تلویزیون ایران را مشاهده کنید. ( برای کسب اطلاعات بیشتر به اینجا سرک بکشید. )

دوم- قضیه صنعت نفت تمام ناشدنی است. البته دوست خوبم ، آقای جماعت سردبیر گروه ورزشی خبرگزاری فارس همچون یک خبرنگار دلاور و جسور یک تنه در غیاب دیگر خبرگزای ها و روزنامه ها پیگیر هستند. یک دوست مشترک می گفت: انگار بچه های فارس نمی خواهند در جام جهانی نماینده داشته باشند.( پیگیری پرونده نفت چه ربطی به اعزام خبرنگاران به جام جهانی دارد.)

سوم - هورا!!... فخر ایران زمین ... یکدانه عالم امکان... به تیم ملی جوانان آلمان دعوت شد. دوستان خوب ایران ورزشی در راستای پروژه غالب کردن دورگه ها  به تیم ملی  یک هورای بلند تلاوت کنند.

چهارم- بنده یک گزارش مبسوطی در خصوص  حضور استقلال و پرسپولیس در فراکسیون مجلس شورای اسلامی نوشتم. از آنجا که هنوز دوستان فنی سایت روزنامه پاس جوان اراده نکرده اند که روزنامه امروز بر روی اینترنت قرار گیرد از دسترس کاربران دور است و در  اونترنت قرار گرفته. چشم  آقای حسن - ش روشن. چی کنم؟!

پنجم- اگر صحنه های حرکت های هدایتی و ارشادی جناب آقای رییس کمیته فوتسال  در ساعات پایانی شب از شبکه ۳ سیما را دیده باشید، حتما در ذهن خودتان حرکات هدایتی ایشان را نیز در جام جهانی فوتسال به خاطر می آوردید. ( در این صورت خدا قبول کنه) دیشب برنامه ۹۰ دوباره درگیری کلامی مدیرعامل شن سا و همان آقای رییس کمیته فوتسال را به شکلی کاملا پاستوریزه پخش کرد.

اینجاها را نگاه کنید تا از عمق فاجعه با خبر شوید:

انتقاد شدید شمسایی از مدیرعامل باشگاه شن سای ساوه

همه چیز با عذرخواهی درودگر تمام می شد

قهرمانی ارم کیش در دیداری جنجالی

... موضوع هدایت ارشادی در ورزش از قدیم وجود داشته. نمونه هایی آینده را حتمن می گم.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 14:5  توسط مصطفی شوقی  | 

 

یا امیر المومنین حیدر مدد

 

 

 سال پیش همین موقع من نجف بودم ، سفری باور نکردنی . البته به همراه صادق و امین .
سفرنامه ای نوشتم که روی خروجی ایپنا قرار گرفت ، اما به علت تغیر سرور خبرگزاری دسترسی به آن نیست...

اگه می خواهید برای امیر المومنین عالم ، حیدر کرار سوگواری کنید ، بروید اینجا.

راستی!

باور نمي كنيم كه شمشيري پركينه، اقيانوسي را توان شكافتن داشته باشد. باور نمي كنيم كه ضربتي نفاق آميز، خورشيد را از نورانيّت اندارد. و امشب سرخ ترين پرواز نماز، از رواق خون گرفته محراب بندگي است. شب جان سوزترين ناله هاي نخلستان!
آهای عدالت ! کجایی که در پناهم گیری.

2 نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 12:43  توسط مصطفی شوقی  | 

 

حاج آقا مصطفی

برای من واقعا عجیب است که چرا خیلی از وقایع انقلاب بازگو نمی شود، چنان بی تفاوت از آن گذشته ایم که اصلا وجود نداشته اند؛ آدم ها ، شخصیت ها و رخدادهایی که اتفاق افتاده. انگار انقلاب اسلامی فقط توسط عده ای خاص با تفکرات خاص رخ داد.

یکی از این ها شاید حاج اقا مصطفی باشد؛ فرزند امام راحل (ره).

 مصاحبه ایسنا با خواهر حاج آقا مصطفی را اینجا بخوانید.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 16:57  توسط مصطفی شوقی  |