تبليغاتX
ساعت صفر
 
Image hosting by TinyPic
 

تعلیق

یکم- بله... ما هنوز در تعلیق به سر می بریم.... امروز دهمین روز است که داریم روی وِیژه نامه نامه کار می کنیم. مصاحیه با مهر علیزاده ، علی ابادی، هاشمی طبا، قراخانلو در حوزه مدیریت ورزش ... البت فوتبال ایران هم جای خودش را دارد...

دوم- می آیم... سخن نیست... شب را دیدن.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 19:57  توسط مصطفی شوقی  | 

 

بفرمایید ساندویچ مغر با دوغ آبعلی

یکم- زمان نیست... ساعت صفر نزدیک است.

دوم- خسته و کلافه ام... کار زیاد دارم... شاید تا نو روز  نتوانم این خانه را گرد گیری کنم . ببخشید.

سوم- منتظر ویژه نامه نوروزی ما باشید... عمو نوروز اومده ... با ....( به صورت ریتمیک بخوانید)

چهارم- بفرمایید ساندویچ مغر با دوغ آبعلی

2 نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 9:21  توسط مصطفی شوقی  | 

 

حمله به سامرا

 

الان در یک به اصطلاح کافی نت در حوالی مسجد جامع شهر یزد روی یک صندلی چوبی مستهلک نشسته ام، البته با تلاش برای حفظ تعادل.
ظهر که خبر حمله به حرم امام هادی را شنیدم ، فکر می کردم ، حمله ای کوچک است... اما وقتی عکس های ان را بر روی خروجی خبرگزاری مهم دنیا دیدم ، باورم نمی شد اینجا سامراست و حرم امام هادی و امام حین عسکری...
روزی که در عاشورای کربلا مورد حمله تروریست ها قرار گفت ، به اتفاق دوستی در حسینه کربلایی ها بودیم ، ظهر عاشورا وقتی خبر حمله از بلند گو اعلام  شد، اولین حرفی که گویینده خبر به عربی گفت این بود خدا از سنی های وهابی نگذرد...

Photo

2 نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 17:22  توسط مصطفی شوقی  | 

 

خوب و زیبا

 

یکم- من فردا به یزد می روم برای مصاحبه با مجید جلالی ...
او را  بسیار زیاد دوست دارم، البت با انتقادهای جدی. آرام است و یک جورایی محجوب ، نشان می دهد که دانش اموخته یک مکتب است و متاثر از او.

 

دوم- خویشتن فربه می نمایم از پس قربان عید

کان قصاب عاشقان بس خوب و زیبا می کشد

 

سوم- خداحافظ...

2 نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 14:59  توسط مصطفی شوقی  | 

 

علامت سوال و حدیث نفس

 

یکم- بنا این بود که در امور سیاست دخالت نکنم... البت بسیار کوشیدم این موضوع را رعایت کنم. این هم جواب ایمیلی که یکی از دوستان عزیر ضد انقلاب زده بودند و خواستار موضع گیری در مورد نوشابه های گازدار کمپانی صهیونیستی کوکاکولا شده بودند... البته در ادامه پاسخ ، عرض می کنم که بنده فقط چند باری از طعم اصلی این نوشابه ها میل کرده ام و...هکذا

دوم- یکی از دوستان تماس داشته و پس از عرض اردات به بنده گفتند که چرا کمتر می نویسم. در پاسخ عرض داشتم: عزیزم... ایمیلم رو گم کردم و به دنبال آنم! گفت : چرا در عکسی که در وبلاگت گذاشتی چایی داغ نیست. گفتم: چون به گفته آقای فروتن (سرمربی سوسیال دموکرات ) تیم فوتبال شموشک ؛ برانکو تا اخرش باهاتم(؟!)

سوم- بنده از طرف مامور به درآوردن یک وِیژه نامه نوروزی برای روزنامه شده ام که در حال درآوردن ان هستم... فرق امسالی با پارسالی  ، در این است که سعی کرده ایم یک مقدار حدیث نفس را کم کنیم...

چهارم- دیروز که جلسه هم اندیشی مربیان لیگ برتر با برانکو بود ، پس از خوردن چند دیس میوه و چندین قهوه و بیدار کردن آقای فخر الدین بگوویچ که صدای ناسورش یک هارمونی داده بود به جلسه و خاموش کردن سیگار آقای چلنکر، برانکو در برنامه انمیشنی اش وقتی به نقش رسانه ها اشاره داشت ، یک علامت سوال مشتی گذاشت که یعنی...
وقتی مراسم تموم شد ، رضا خسروی ، دبیر محترم ورزشی خبرگزاری مهر رفت زد تو سینه برانکو گفت : نالوطی جلوی ما علامت سوال می ذاری (می زاری؟!) بزنم صورت تو خط بندازم...

2 نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 15:24  توسط مصطفی شوقی  |