تبليغاتX
ساعت صفر
 
Image hosting by TinyPic
 

اين يادداشت هيچ وقت در رسانه اي مكتوب منتشر نمي شود.

هرگونه استفاده از اين يادداشت بدون اجازه نويسنده منع اخلاقي و قانوني دارد. بر اين اساس نويسنده اين مطلب پي گيري را براي خود محفوظ مي دارد. ضمن اينكه غلط هاي املايي اين نوشته كاملا عمدي است.

حداقلي ترين كار اين است كه امير قلعه نوعي را دار بزتيم. يا بهتر است اينكه وقتي  از گيت فردوگاه بيرون مي آيد با گوچه گنديده و تخم مرغ از آنها استقبال كنيم. سناريوي ديگري هم مطرح است؛ در حالي كه ژست روشنفكرانه اي گرفته ايم و پس از جرعه جرعه نوشيدن چاي و مزه مزه كردن حرف يمان در يك «ورك شاپ» تخصصي در نقد مربيان ايراني سخن بگوييم و بعد از ترسيم  چهره اي بور و چشم آبي كه هميشه لبخندي مليح روي صورت دارد را به عنوان سرمربي تيم ملي معرفي كينم.
آيا نقشه راه فوتيال ايراني همين است؟
از آقاي مهندس علي آبادي شروع مي كنيم. رييس ورزش كه پس از موفقيت افتخار آميز تيم ملي واليبال جونان در مراكش به يكباره روي خط امد و در سخناني قهرماني والباليست هاي جوان را خواستار شد و پس از آن مدال برنز را موفقيتي در خورد توجه عنوان كرد؛ در مورد حذف تيم ملي فوتبال نيز تمنايي از جنس قهرماني ابراز كرد. شايد كسي منتظر روي خط آمدن آقاي علي آبادي پس از شكست مقابل كره جنوبي نبود، اما اولين بازتاب ها ، زماني رخ داد كه سرمربي تيم ملي با حمايت تلويحي سازمان ورزش و معاونين آن به عنوان سرمربي معرفي شد. انتقاد از آنجا شروع شد، آقاي مهندس، كه امير قلعه نوعي در جلسه خرد جمعي داريوش مصطفوي به عنوان تمام دارايي هاي مربيان ايراني مطرح شد.
آقاي كيومرث هاشمي؟ شما چقدر مقصر شكست هستيد. معاون اول سازمان كه سرپرست فدراسيون فوتبال و نايب رييس كميته انتقالي فوتبال است. چه اتفاقي رخ داد كه قلعه نوعي سرمربي تيم ملي شدو اين شفاف ترين سوالي است كه پاسخ شفاف به آن بر شفاف سازي فضاي تاريك كنوني بهترين كمك را كمك. كيومرث هاشمي به عنوان مدير اجرايي فوتبال چه نقشي در حذف تيم ملي داشت، اين دومين سوال است پس از پاسخ درست به اولين سوال. و بعد سوال هاي اينچنيني در مورد آقاي محمد مهدي نبي و ديدارهاي تداركاتي تيم ملي و نظارت بر روند حركتي تيم ملي. و حتي پاسخ به سوال هم بدهيد كه اين همه آناليزور، مربي و همراه براي چه بود.

***

برمي گرديم به مراسم اعدام آقاي امير قلعه نوعي! قبل از آن  قبر تهيه كنيد. چال بكنيد. چال كنيد فوتبال ايراني را ، مربي ايراني را و در حالي كه لگد محكمي مي زنيد به قبر تبله كرده فوتبال برويد ، يكي را با سلام و صلوات بياوريد... مسير را درست مي رويم؟
امير قلعه نوعي محصول فوتبال بي ريشه ماست. فوتبالي كه مثل درخت رنجفير ريشه در هوا دارد و از پاي بست ويران است، بي تكيه، به ستون، ول در هوا.
به همين دليل به نظر من اول از همه فوتبال را دار بزنيد ، بعد محصولاتش را نابود كنيد.امير قلعه نوعي در مسيري مي رفت كه بايد مي رفت، جاه طلبي او قانع اش كرده بود كه سرمربي تيم ملي شود. و فوتبال ما هم به او براي اين كمك راه او بود. شفاف تر از اين را وقتي مي گوييم كه كيومرث هاشمي دلايلش را براي سرمربيگري امير قلعه نوعي در تيم ملي شفاف تر بگويد؛ شايد پاسخ در جواب آقاي هاشمي باشد.
امير قلعه نوعي يكي از همان علامت سوال هاي فوتبال ايران است. علامتي سوالي كه قوس بالاي سرش از فرط فشار بي پاسخ ماندن خميده تر ديگر علامت سوال هاست. يكي نمي خواهد  كمي از بار علامت سوال قلعه نوعي كم كند.
او حتي در استعفا دادن هم ترديد دارد، اين  حداقلي ترين گزينه براي يك مربي شكست خودره در تئوري و عمل است. تئوري او زماني اثبات نشد كه به تيم ملي مثل يك باشگاه نگاه كرد.  كاركرد تداركات ، آناليزور ، همراهان و ملازمان هميشگي در استقلال  براي او همان استفاده اي را داشت كه در تيم ملي از ان بهره مي برد. به همين دليل قامت قلعه نوعي براي تيم ملي ، در اندازه هاي مربي يك باشگاه بود.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 15:45  توسط مصطفی شوقی  |